تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
344
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
جوانى ظريف يافت بسيار شادمان شد و به خود نزديك كرد و مال بخشيد و از آنچه دربارهء پدرش رفته پوزش خواست « 1 » و او را آمادهء سفر كرد . آنگاه به خسرو چنين نوشت : « عدى از كسانى بود كه پادشاه را با عقل و اندرز خود يارى مىداد ؛ پس آنچه ناگزير بود روى داد و روزگار او سپرى شد و روزى او منقطع گشت ؛ و اين بر هيچكس چندان گران نيفتاد كه بر من . امّا پادشاه كسى را از دست نمىدهد مگر آنكه خداوند يكى را جايگزين او سازد ، زيرا خداوند ملك و شأن پادشاه را بزرگ داشته است . اكنون عدى را فرزندى رسيده است كه از او هيچ كمتر نيست و من او را نزد پادشاه مىفرستم تا اگر رأى پادشاه اقتضا كند او را به جاى پدرش بنشاند . » چون اين پسر نزد خسرو رفت ، او را به جاى پدرش بنشاند و عمّ او ابىّ را كارى ديگر فرمود . نامههائى كه از سوى پادشاه ايران به مملكت ايران و خاصّان پادشاه در آن سرزمين نوشته مىشد به دست همين زيد بود . مردم عرب براى او به جهت اين كار در هر سال وظيفهاى نهاده بودند و آن دو كرّه اسب سرخرنگ و قارچ تازه در فصل آن و قارچ خشك و كشك و نانخورشتها و ديگر محصولات سرزمين عربستان « 2 » بود . زيد در اين منصب همان كارى را انجام مىداد كه پدرش عدى آن را انجام مىداد . پس از آنكه او چنين مقامى نزد خسرو يافت روزى پادشاه از او دربارهء نعمان پرسيد و او نعمان را نيك بستود . زيد سالها در منصب پدر بماند و خسرو او را پسنديد و او بسيار پيش خسرو مىرفت . پادشاهان ايران صفت زنان ( دلخواه ) را نوشته بودند و نزد خود نگاه مىداشتند و كسان در جستجوى زنانى كه به آن صفت بودند به ممالك
--> ( 1 ) - طبعا به جهت حبس پدر او نه به جهت قتل او ، زيرا نعمان قتل او را انكار كرده بود . اين را هم بايد گفت كه ذكر مساعى نعمان به خاطر زيد بن عدىّ براى آن است كه نشان دهند چگونه نعمان به دست خود گور خود را مىكند همچنان كه عدىّ با حمايت از نعمان اين كار را كرده بود . ( 2 ) - بنا بر اين عايدات او از كالاهاى محصول سرزمين عربستان بوده است و نقد نبوده و زيد آن را از پادشاه ايران نمىگرفته ، بلكه از مردم عرب كه واسطهء رساندن اوامر و فرمانهاى شاه به ايشان بوده ، مىگرفته است و نشانهء اين است كه او براى مردم عرب خيلى بااهميّت بوده است .